على محمدى خراسانى
94
شرح مكاسب (فارسى)
معاطات هم حقيقة بيع است [ بيع فعلى ] ولى تعريف شما با آوردن كلمهء بالصيغة المخصوصة ، معاطات را خارج مىكند ، چون در معاطات فقط تعاطى و اعطا و اخذ عملى و خارجى است با نيّت ملكيّت و گرنه صيغه و لفظى نيست . ج : همانطورى كه در اشكال تعريف دوّم گذشت ، در اينجا هم مىگوئيم : بيع انشاءبردار است « صغرى » و نقل به صيغه انشاءبردار نيست ، « كبرى » [ زيرا كه انشاء ايجاد معنى به لفظ است و نقل به صيغه قابل انشاء به خود صيغه نيست و گرنه انشاء لفظ با لفظ است كه امرى نامعقول و بىمعنى است . ] پس نقل بالصيغه بيع نيست . « نتيجه » قوله : و لا يندفع : اگر كسى به نمايندگى از محقق ثانى درصدد دفع اشكال سوّم برآمده و بگويد : منظور محقّق آنست كه : بيع ، نفس همين نقل است كه مدلول صيغه مىباشد [ نقل و تمليك انشائى و اعتبارى . ] و بالصيغه بودن در آن دخيل نيست ، و اينكه محقّق فرمود : اين نقل به صيغهء خاصه باشد ، براى اينست كه : نقل و تمليك مصاديقى دارد : گاهى در هبه است و گاهى در صلح و گاهى در بيع قولى و گاهى در فعلى و . . . و صيغهء خاصه را كه آورد براى تعيين اين فرد از نقل « بيع » است نه اينكه مفهوم بيع قيد و مقيد باشد يعنى نقل بالصيغه كه در واقع معناى بعت عبارت باشد از : نقلت بالصيغه ، تا اشكال شما وارد شود ، پس خود نقل است آن هم كاملا انشاءبردار است . قوله : لا انّه : جواب ما اينست كه : بالاخره شما اين بالصيغه را براى تعيين و تمييز اين فرد از نقل [ بيع ] از ساير افراد آورديد [ چنان كه در هر تعريفى فصلى يا عرض خاصهاى مىآورند . ]